كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

42

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

و محمد ( ص ) را به عنوان نمونه يك شارلاتان كه مردم خود را براى نيل به اهداف شخصى به بردگى گرفته معرفى مىنمايد . او مىگويد : او ( محمد ) در اين رابطه از يك مشت اسطوره‌هاى توهين‌آميز و غيرقابل استناد تاريخى براى برانگيختن حس فداكارى مردم استفاده نموده است . حتى گيبون اهميت بسيار كمى براى خود محمد ( ص ) قائل شده است و عقيده دارد كه او عرب‌ها را با انگيزه شهوت‌رانى و بىبندوبارى به دنبال خود كشيده است . او درباره اينكه قرآن مىتواند پيام وحى باشد معتقد است باور به اين مطلب براى يك فرد متمدن غيرممكن است : مورد خطاب من در اين بحث اعراب متعهدى هستند كه فكر آنها با ايمان و احساسات تسخير گرديده است ؛ گوش‌هاى آنان با اصوات خوش نوازش شده و نادانى آنها آنان را از درك مسائلى كه مىتواند زائيده هوش و استعداد بشرى باشد بازمىدارد . هماهنگى و اشباع آهنگين جملات بارورى به دنبال ندارد و اروپاى لامذهب ، با شوق تمام ، سخنان و داستان‌هاى تاريخى آن را دنبال مىنمايد ، بدون آنكه به مفهوم مشخصى دست يابد ، به مانند كسى كه لحظه‌اى در شن‌ها مىخزد و لحظه‌اى در ابرها گم مىشود . 28 اين مطلب از اعتماد به نفس تازه‌اى خبر مىدهد . آنها ديگر مقابل مسلمانان نمىايستند ، بلكه مىگويند چون ما چيزى از قرآن نمىفهميم ، مطلب سازنده و قابل دركى هم در آن نيست . در 1841 ، توماس كارلايل « 1 » با بىانگيزه‌گى تمام در سخنرانى خود محمد ، يك قهرمان به جاى يك پيامبر « 2 » مفاهيم قرآن را بىمعنى مىداند . به‌هرحال ، اين برخورد جديد ، نوعى اعتبار دادن به محمد ( ص ) و بىاعتبار نمودن افسانه‌هاى قرون وسطائى در مورد او به شمار مىآمد . براى اولين‌بار كسى حاضر شده بود كه محمد ( ص ) را به عنوان يك ديندار اصيل بشناسد . اما قرآن هنوز به عنوان ملال‌آورترين كتاب جهان با عنوان‌هائى از قبيل : كسل‌كننده ، بىخاصيت و بىمعنى ، زمخت و خام ، هجو ، پوچ ، حماقت بىپايه و اساس ، ناميده مىشد . 29 در پايان قرن هيجدهم ، واقعه‌اى عجيب جهت‌گيرى اين اعتماد به نفس به دست آمده را نشان مىدهد . در سال 1798 ناپلئون به مصر لشگركشى مىنمايد . او همراه با خود گروهى از مستشرقين دربار خود را نيز براى تحقيق و به دست‌آوردن حقايق بيشتر در مورد اسلام به مصر برده و به تمامى افسران خود دستور مىدهد كه بدون

--> ( 1 ) - Thomas Carlyle ( 2 ) - Muhammad , The Hero as Prophet